تبليغاتX
نوشته هاي بي سرنوشت
نگاهی خودمانی به جامعه و آدمها

یک اثر هنری ست ؟

مجسمه ای ، طرحی یا تصویری آفریده هنرمندی شیفته

                          یا نشانی از شهود

         کشف سیمای فرشته ای در میان آدمیان ؟

 

                                            چشم های او آدم را به کجاها که نمی برد !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط امير حسين جلالي ندوشن  | 

محمد علی ابطحی در صفحه فیس بوک خود درباره کناب گوجه های سبز هرتا مولر (برنده نوبل ادبی امسال )چنین نوشته است : از زیبائی های کتاب این است که جمله اولیه و جمله آخر کتاب یک جمله است: وقتی لب فرو می بندیم و سخنی نمیگوئیم، غیر قابل تحمل میشویم و آنگاه که زبان می گشائیم از خود دلقکی می سازیم.

( بدون شرح بخوانید ! )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط امير حسين جلالي ندوشن  | 

نامی را که آشنا به نظر می آمد در لیست ایمیل هایم دیدم . نامه را باز کردم و خواندم . باورش آسان نبود . نامه از پزشکی پاکستانی بود که سالها قبل زمانی که من ۶-۵ سال بیشتر نداشتم در ایران خدمت می کرد و دوست خانواده من بود . دکتر فاروق حیدری بلند قد ٬ خوش سیما و مهربان بود . یاد ندارم در زندگی ٬پزشکی تا این حد مهربان دیده باشم . او چندی بعد از ایران رفت و ما دیگر هیچ از او نمی دانستیم . نام مرا در فضای مجازی دیده بود و باب نیکوی گفتگو را گشود . در زمانه ای که بسیاری از ما حتی بعد از سالها اقامت در مجتمعی آپارتمانی همسایه ها را نمی شناسیم جهان مجازی آن قدر دنیا را کوچک کرده که در دوسوی دنیا آدمها می توانند همدیگر را پیدا کنند ... اگر بخواهند .

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط امير حسين جلالي ندوشن  |